عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

150

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

تاريخ وفات ابو الفرج معيّن نشد و هم تأليفى از آن حكيم در دست نيست ( ولى رسالهء كه ابن بطلان عبارات مسطوره را در آن رساله ايراد كرده تأليف آن در سنه خمس و خمسين و اربعمائه ( 455 ) بوده ) 2 1 ابو الفضايل بن الناقد الطبيب الملقب بالمهذب از اطباى مشهور ديار مصريه بوده و خود يهودى مذهب و در فن كحالت نيز خبرتى كامل داشته چنانچه بيشتر اشتهار او به اين فن بوده كثرت اشتغال او بامر معالجه به نحوى بود كه فرصت تدريس نداشت و طلاب علوم و محصلّين طب در حالت سوارى در ركاب وى مشى نموده و استفاده مىكردند * مورخ خزرجى در كتاب عيون الانبأ از پدر خود كه معاصر با ابو الفضايل طبيب بوده نقل مىكند كه مردى از ملّت يهود كه با ابو الفضايل سابقهء دوستى داشت بر آن حكيم وارد شد و از پريشانى حال خود شكايت نمود و ابو الفضايل از غلام خود مركب خواسته بود و مىخواست بعيادت مرضى برود به آن مرد گفت كه در خانهء من بنشين در حين معاودت هرچه از عيادت مريضها عايد شده باشد هديهء تو خواهد بود مرد يهودى منتظر نشست و چند ساعتى طول نكشيد كه حكيم معاودت كرد و از جيب و بغل خود كاغذها درآورد كه در انها دراهم و دنانيرى بود كه مريضها به او داده بودند و تمام را به آن مرد يهودى انفاق نمود و جملهء آنها سيصد درهم بشمار آمد پس حكيم بآنمرد يهودى كفت ( و اللّه جميع هذه الكواغذ ما اعرف الذى اعطانى الذهب او الدراهم او الكثير منها او القليل بل كل من اعطانى شيئا اجعله فى جيبى ) * وفات ابو الفضايل در سنه اربع و ثمانين و خمسمائة ( 584 ) در شهر قاهره اتفاق افتاد و تا آخر عمر اسلام اختيار نكرد ولى پسر وى ابو الفرج كه در علم و عمل طب و كحالى تالى پدر بلكه بالاتر بود بعد از وى بدين حنيف اسلام مشرف شد و ابو الفضايل طبيب را كتابى است در معالجات كه مجربات خود را در آن كتاب جمع نموده * 2 1 ابو الفضل بن ابى سليمان پسر ابى سليمان سابق الذكر است طبيب مخصوص ملك معظم و در شهر ( كرك ) مقيم بوده سپس بديار مصر سفر كرده و بامر